السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

175

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

باشيم تا يكى از آن دو ، رابط را به موضوع و ديگرى رابط را به محمول مرتبط سازد . بنابراين اجزاى قضيه از سه جزء به پنج جزء خواهد رسيد . و از آن جهت كه حسب الفرض روابط ، وجودات استقلالى دارند به چهار رابط ديگر نيازمند خواهيم بود تا آنها ، روابط قبلى را به قبل و بعد مرتبط سازند ؛ دو تاى آنها دو رابط قبلى را به موضوع و محمول مرتبط سازند و دو تاى ديگر ، رابطهاى قبل را به رابط قبلى مرتبط سازند ، كه جمعاً قضيهء ما به نه جزء ارتقا مىيابد . و چون ، بنابر فرض ، روابط همه از وجودات استقلالى برخوردارند باز به روابط ديگر جهت ارتباط آن ها با موضوع ومحمول و روابط قبلى نيازمند هستيم . و اين سير تصاعدى در نياز روابط تا بىنهايت ادامه پيدا مىكند . و اين مستلزم يك محال است . و آن عبارت است از قرار گرفتن اجزاى نامتناهى يك قضيه ( روابط نامتناهى ) بين دو حاصر ، يعنى بين دو چيز محدود و متناهى كه موضوع و محمول باشد . و بديهى است قرار گرفتن نامتناهى بين دو امر متناهى ، محال و ممتنع است . نتيجه مىگيريم كه وجود رابط ، استقلالى ندارد ، تا نيازمند به رابط ديگرى جهت مرتبط ساختنش به موضوع و محمول باشد . بلكه آن ، وجود غير مستقل و قائم به طرفين است . و اجزاى قضيهء « زيدٌ قائمٌ » سه تا بيشتر نيست : موضوع ، محمول و نسبت ميان آن دو . ظرف تحقق وجود رابط ، همان ظرف طرفين اوست متن ويتفرّع عليه امور : الأوّل : . . . الدائرة بينهما وبالعكس . ترجمه از آنچه گذشت مطالبى تفريع مىگردد : « نكته اول » ظرفى كه وجود رابط در آن تحقق مىيابد همان ظرف طرفينى است كه رابط ، قائم